سینمای ایران پس از پایان تعطیلات نوروز در حالی فعالیت رسمی خود را آغاز میکند که در یک سال گذشته روزهای پرچالشی را پشت سر گذاشته و حالا با تغییراتی که احتمالا هنوز تمام نشده، آماده ریلگذاری جدید میشود.
به گزارش ایسنا، با برگزاری انتخابات ناگهانی ریاست جمهوری در تابستان ۱۴۰۳، سینما همانند دیگر حوزههای فرهنگی و هنری تحت تاثیر تغییرات مدیریتی قرار گرفت و با وجود برنامهریزی در برخی رویدادها، بعد از استقرار دولت چهاردهم و حضور مدیریت جدید در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و سازمان سینمایی، مسیری نسبتا متفاوت را آغاز کرد.
برای بررسی آنچه در یک سال گذشته در سینما رخ داده و نیز نگاهی به آنچه در سال جدید پیشرو است، میتوان چند محور یا عنوان را در نظر گرفت. این عناوین نه تنها شامل برجستهترین اتفاقهای سینمایی سال ۱۴۰۳ میشوند، بلکه تعیین وضعیت یا پیگیری اتفاقهای رخ داده پیرامون آنها میتواند نتیجه تغییر مدیریت در سینما را به شکلی ملموستر نشان دهد.
بخشی از این موارد در ساختار مدیریتی مرور میشوند و برخی هم از منظر سینمایی و تاثیری که بر اوضاع سینما در سال ۱۴۰۳ داشتند.
شفافسازی:
پیش از آنکه در تاریخ ۲۲ مهرماه رائد فریدزاده – معاون بینالملل بنیاد سینمایی فارابی – از میان گزینههای محتمل به عنوان رئیس سازمان سینمایی منصوب شود، یکی از اولین درخواستهای رسمی و غیررسمی سینماگران از وزیر ارشاد (سیدعباس صالحی)، شفافسازی مالی زیرمجوعههای سازمان سینمایی بود که این درخواست فعلا فقط در بنیاد سینمایی فارابی انجام شده است. این در حالی است که سازمان سینمایی در مقطعی که حسین انتظامی رئیس سازمان سینمایی بود (دولت دوازدهم) از پیشروان اجرای طرح شفاف سازی شناخته میشد و اگرچه این اقدام با حضور صالحی در وزارت ارشاد دوباره آغاز شده اما هنوز به روال سابق برنگشته و فقط جشنواره فیلم کودک و نوجوان اصفهان گزارشی از هزینههایش تاکنون منتشر کرده و دیگر جشنوارههای سینماییِ برگزار شده در سال گذشته و نیز عملکرد زیرمجموعههای سازمان سینمایی منتشر نشده است.
علاوه براینها سامانه انتشار درخواست فیلمسازان برای صدور مجوز پروانه فیلمسازی و نمایش فیلم هم با تغییراتی مواجه شده و همانند گذشته در دسترس نیست. در این زمینه اگرچه وعدههایی داده شده اما شاید بهترین روش برای اینکه مشخص شود چه تغییراتی در مدیریت جدید سینما در حال اعمال است، همین دسترسی به گزارشهای مالی و عملکردی است.
شوراهای پروانه ساخت و نمایش:
یکی از اولین اقداماتی که ۲۰ روز پس از معارفه رئیس جدید سازمان سینمایی به سرعت انجام شد تا ریلگذاری تازه سینما آغاز شود، تغییر اعضای شورای پروانه ساخت بود. ۱۳ آبان اولین جلسه این شورا با معرفی حسین کرمی، هادی نائیجی، منوچهر شاهسواری، مازیار میری و حبیب ایل بیگی (معاون وقت ارزشیابی و نظارت) برپا شد. کمی بعد از اعلام اسامی این شورا، روحالله حسینی در سمت معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی جایگزین ایلبیگی شد. البته اعضای شورای بازبینی یا همان پروانه نمایش خیلی دیرتر، یعنی دیماه معرفی شدند که شامل نرگس آبیار، علی آشتیانی پور، کمال تبریزی، حسن خجسته، علی دهکردی، مجید زینالعابدین، حجتالاسلام هادی صادقی، هادی نائیجی و سیدضیاء هاشمی میشوند.
از آنجا که در دولت گذشته تاکید زیادی از سوی مدیران وقت مبنی بر تغییر ریلگذاری سینما مطرح شده بود میتوان اساسیترین کار این شوراها را تغییر این مسیر دانست که به زعم بسیاری از سینماگران آسیبهای زیادی به پیکره سینما از جنبههای متعدد وارد کرده است. با وجود اینکه رقم فروش سالانه سینما در سالهای اخیر به مدد اکران کمدیها قابل توجه بوده اما نمیتوان آن را به حساب موفقیت و رونق کلی سینما گذاشت. بویژه آنکه در سه سال گذشته و بعد از اتفاقهای اجتماعی و سیاسی رخ داده در سال ۱۴۰۱، نه فقط محدودیت ژانر در سینما به وجود آمد بلکه یک سینمای غیررسمی و به اصطلاح زیرزمینی هم در سینمای ایران شکل گرفت که بیشترین حضور را در جشنوارههای خارجی داشته و شمایلی را از سینمای ایران به دنیا نشان داد که اتفاقا به دلیل کیفیت بعضاً پایین بیشتر این فیلمها با موجی از انتقاد و نگرانی سینماگران بابت حذف سینمای ایران از رویدادها و بازارهای جهانی همراه شد.
حالا با تغییر اعضای این شوراها که شاید بخشی از نتیجه تصمیمگیریهایشان در جشنواره فجر عیان شده باشد، باید دید که مجوزهای صادر شده، کفه ترازو را برای ساخت و نمایش چه نوع فیلمهایی و با چه میزان کیفیت و ممیزی سنگین میکند. در این زمینه باید صحبتهای رائد فریدزاده را یاداوری کرد که در جلسه معارفه اعضای شورای بازبینی گفته بود: «ملاک نهایی و غایی ارزیابی فیلمها در شورا بر سه اصل «شرع، قانون و اخلاق» استوار است و آنچه برای ما مهم است، رعایت همین سه اصل بنیادین است. عزیزان حاضر در شورای بازبینی فیلمها نیز مبتنی بر این اصول، آثار را ارزیابی خواهند کرد و نه بیشتر، چرا که خارج از این سه اصل، بحث حقالناس پیش میآید و هزینه هنگفتی که برای آثار شده است.»
بخشی از رعایت این اصول در صدور پروانه نمایش فیلمهای جشنواره فجر دیده شد هرچند در نهایت «قاتل و وحشی» حتی برای یک تک سئانس امکان نمایش در جشنواره فجر را پیدا نکرد و در همین راستا نرگس آبیار یک روز پس از پایان جشنواره، با این توضیح که، “به این نتیجه رسیدم که موانع موجود بر سر راه نمایش و تولید آثار سینمایی همچنان پابرجاست و ارادهای جدی برای تغییر و حمایت از سینماگران مستقل و خلاق دیده نمیشود” از عضویت در شورای پروانه نمایش استعفا کرد و تاکنون هم جایگزینی برای او به صورت رسمی منتشر نشده است.
جشنواره فیلم فجر
چهل و سومین دوره این جشنواره قرار بود بهمنماه ۱۴۰۳ به دبیری محمد خزاعی برگزار شود ولی او پس از رفتن از سازمان سینمایی، از سمت دبیری جشنواره هم کنارهگیری کرد تا رائد فریدزاده آبانماه و در فاصله حدود سه ماه تا شروع جشنواره دبیر جدید آن را معرفی کند. اعلام نام دبیر و تفکیک دوباره بخش بینالملل جشنواره بازتابهای زیادی در جامعه سینمایی کشور داشت که بیشتر هم مثبت بودند.
منوچهر شاهسواری در حالی جایگزین خزاعی شده بود که سالها مسئولیت مدیرعاملی خانه سینما را بر عهده داشت و از همان ابتدا به نظر میرسید علاوه بر توانمندیهای شخصی او برای اداره جشنواره، روی دعوت او از سینماگران برای حضور در رویدادی که خیلیها با آن قهر کرده بودند، حساب ویژه شده است. این اتفاق در حد نسبتا قابل قبولی رخ داد بخصوص آنکه «بخش ویژه» با نمایش چند فیلم اصطلاحا مسئلهدار، شور و حال جدیتری به جشنواره داد؛ جشنوارهای که به گفته شاهسواری به نوعی آیینه تمام نمای سینما از موجوی فعلیاش بود.
شاهسواری اگرچه رویدادی را برگزار کرد که بیشتر فیلمهایش محصول دوره قبلی مدیریت سینما بودند اما اگر پیشنهاد مطرح شده را برای دبیری دوره چهلوچهارم جشنواره فجر بپذیرد، شاید جشنوارهای متفاوتتر را برگزار کند بخصوص آنکه بنا بر برخی اظهارنظرهایش احتمالا تغییرات ویژهای در ساختار جشنواره ایجاد میشود.
جشنواره جهانی فیلم فجر
از همان زمانی که خبر تفکیک دوباره بخش بینالملل جشنواره فجر از بخش ملی اعلام شد، مشخص بود که احتمال برگزاری جشنواره در بهار ۱۴۰۴ بعید است. این جشنواره که با همین نام «جهانی فجر» در فدراسیون بینالمللی انجمن تهیهکنندگان فیلم (فیاپف) به ثبت رسیده، در سه سال گذشته از اواخر اردیبهشت به بهمنماه منتقل شده بود و حالا باید درخواست دوبارهای برای تغییر زمان آن به فیاپف مطرح شود. در این بین رئیس سازمان سینمایی پیش از شروع جشنواره فیلم فجر در گفتوگویی با ایسنا اعلام کرد که پیشنهاد زمان دیگری برای برگزاری جشنواره جهانی فجر مطرح شده که تقریباً همزمان با ماه دسامبر میلادی و اوایل آذرماه خورشیدی است. این زمانبندی از سوی برخی کارشناسان بینالمللی سینما و همینطور سینماگرانی که در برگزاری جشنواره جهانی دستی بر آتش داشتند با اما و اگرها و انتقادهایی روبرو است و این تغییر زمانی را مناسب نمیدانند و ترجیح میدهند در همان زمان اولیه خود یعنی اواخر اردیبهشتماه و پیش از شروع جشنواره کن برگزار شود. با این حال به نظر میرسد هنوز تصمیمی در این زمینه گرفته نشده و اگر اینطور باشد، احتمالا با شرایط فعلی امسال هم جشنواره جهانی فجر برگزار نشود.
تغییرات مدیریتی در زیر مجموعههای سازمان سینمایی:
بنیاد سینمایی فارابی
با تغییر رئیس سازمان سینمایی قابل پیشبینی بود که مدیران سازمانهای تابعه همچون بنیاد سینمایی فارابی، انجمن سینمای جوانان ایران، مرکز گسترش سینمای مستند انیمیشن و تجربی و … تغییر خواهند کرد اما جابجایی در این مجموعهها آنطور که تصور میشد با سرعت پیش نرفت و مدیریت جدید سینما بنا را بر این گذاشت که با برگزاری جشنوارههای فیلم کودکان و نوجوانان، فیلم کوتاه تهران و سینما حقیقت هر تغییری به زمانی دیگر موکول شود. در این بین بنیاد سینمایی فارابی شرایطی متفاوتتر داشت چرا که پس از پایان برگزاری جشنواره فیلمهای کودکان و نوجوانان اصفهان، مأموریت مجید زینالعابدین در این بنیاد به پایان رسید و او باید به سازمان صدا و سیما برمیگشت. با رفتن او مهدی سجادی (خزانهدار بنیاد) سرپرستی مجموعه را بر عهده گرفت. در حال حاضر با وجود گمانهزنیهای متعدد، هنوز به صورت رسمی مدیرعاملی معرفی نشده، این در حالی است که بحثهایی پیرامون تغییر جایگاه و کارکرد این بنیاد قدیمی سینمایی شنیده میشود و هرچه باشد احتمالا در روزهای آینده تکلیف آن مشخص خواهد شد.
انجمن سینمای جوانان ایران
تولید فیلمهای کوتاه و برگزاری جشنواره فیلم کوتاه تهران برجستهترین فعالیتهای این انجمن سینمایی با نمایندگیهای مختلف در استانهای کشور است، اما در دو، سه سال گذشته اظهارنظرهای گوناگونی درباره سیاستهای این انجمن در خصوص فیلترهای موجود برای حمایت از ساخت فیلم و انتخاب آثار برای جشنواره مطرح بوده است. در دوران مدیریت جدید سینما، بهروز شعیبی به عنوان مدیرعامل این انجمن جایگزین مهدی آذرپندار شد که این انتخاب با واکنشهای مثبتی همراه بود و بسیاری از سینماگران ابراز امیدواری کردند این انجمن با نگاهی متفاوت به روزهای اوج خود برگردد. سنگ محک شعیبی که هنوز خیلی جدی و مفصل درباره برنامههایش صحبت نکرده، جشنوارهای است که پاییز امسال برگزار خواهد شد.
مرکز گسترش سینمای مستند، انیمیشن و تجربی
این مرکز هم وضعیتی مشابه بنیاد سینمایی فارابی و انجمن سینمای جوانان دارد، چرا که نسبت به سیاستها و حمایتهای اعمال شده در آن اظهارنظرهای مختلفی از سوی مستندسازان مطرح است. با این حال تاکنون خبری از تغییر مدیریت این مجموعه نبوده و محمد حمیدیمقدم که از سال ۱۳۹۸ مدیرعامل این مرکز بوده، همچنان در این سمت فعالیت دارد. جشنواره سینما حقیقت که هر سال توسط این مرکز برپا میشود مهمترین عرصه برای علنی شدن تغییر سیاستهایی است که انتظار میرود بنا بر ریلگذاری جدید سینما در حوزه مستندسازی اتفاق بیفتد.
موزه سینما
در چند سال گذشته مدیرانی که بر موزه سینما منصوب شدند تقریبا هیچ تمایلی به گفتوگو و پاسخگویی نسبت به آنچه در موزه رخ داده یا باید رخ میداد، نداشتند. با وجود آنکه در سالهای اخیر برنامههای جنبی همچون برگزاری همایش، نشستها و کارگاههای تخصصی رونق بسیاری در موزه سینما گرفتند و این مکان را به پاتوقی برای سینمادوستان بدل کردند اما صاحب نظران معتقدند عملکرد “موزهای” این مجموعه قابل نقد است. براین اساس برخلاف تصوری که از شعارها و وعدههای مدیران برمیآمد، در بحبوحه اخبار جشنواره فیلم فجر فاطمه محمدی سیجانی (از اعضای پیشین هیات مدیره موزه) به عنوان مدیرعامل جدید این موزه معرفی شد. خبر انتصاب این نام ناآشنا در همان ابتدا با واکنشهایی همراه بود که بیشتر به سابقه کاری و تاثیرِ نظر و تصمیم یکی از معاونان وزارت ارشاد برمیگشت. البته برای قضاوت منطقیتر درباره این انتصاب بهتر بود دست کم برنامههای مدیریت جدید موزه بررسی شود که اگر برنامهای هم وجود داشته باشد تاکنون منتشر نشده است.
اسکار همیشه پرحاشیه
انتخاب نماینده سینمای ایران در اسکار همواره یکی از اتفاقهای پر حرف و حدیث سینمای ایران بوده و سال گذشته هم از این قاعده مستثنی نبود. در شرایطی که سال قبل سبد سینما از فیلمهای باکیفیت و واجد شرایط رقابت در اسکار خالی بود و بسیاری از کارشناسان و حتی برخی مدیران سینمایی براین باور بودند که تنها گزینه قابل ارائه، فیلم «رکسانا» پرویز شهبازی است، ناگهان فیلم «در آغوش درخت» به عنوان نماینده سینمای ایران معرفی شد که البته واکنش فریدون جیرانی (عضو کمیته انتخاب) را هم به همراه داشت. این فیلمساز در نامهای به شهبازی نسبت به معرفی نشدن فیلمش ابراز تاسف کرد و همین نامه که شائبههایی را به وجود آورد حاشیهساز شد. در نهایت «در آغوش درخت» هیچ موفقیتی کسب نکرد و به جای آن انیمیشن کوتاه «در سایه سرو» که بیسر و صدا و حاشیه راه خود را در جشنوارههای خارجی میرفت یک اسکار دیگر به ویترین سینمای ایران اضافه کرد.
سند ملی و شورای عالی سینما
مردادماه سال قبل و در آخرین روزهای حضور مدیران دولت سیزدهم، خبر تصویب سند ملی سینما اعلام شد؛ سندی که مورد تایید جامعه اصناف سینمای ایران نبود و خانه سینما نسبت به تصویب آن واکنش نشان داد و بار دیگر مخالف خود را با آن اعلام کرد. در ماههای اخیر خبری از بررسی این سند نبوده و مشخص نیست آیا در دستور کار قرار دارد یا خیر.
در کنار این مسئله، شورای سینما در دولت جدید بار دیگر اعلام موجودیت کرده و ششم بهمنماه ۱۴۰۳ منوچهر شاهسواری، محمدمهدی عسگرپور، علی دهکردی، مرضیه برومند، نرگس آبیار، مسعود نقاشزاده و سید رضا میرکریمی به عنوان اعضای حقیقی و وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزیر علوم تحقیقات و فناوری، وزیر اقتصاد و دارایی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، رئیس سازمان صدا و سیما، رئیس سازمان تبلیغات اسلامی، مدیر حوزههای علمیه سراسر کشور، سرپرست دانشگاه هنر و رائد فریدزاده رئیس سازمان سینمایی به عنوان اعضای حقوقی شورای سینمای ایران معرفی شدند. این شورا که سابقه تشکیل آن به بیش از یک دهه قبل برمیگردد تاکنون نتیجه تاثیرگذار و چشمگیری بر سینمای ایران نداشته و باید دید آیا در این دوره از قامت یک شورای زینتی خارج میشود یا خیر.
خانه سینما و غیبت ۵ ساله جشن بزرگ سینمای ایران
در مهرماه سال گذشته اعضای هیأت مدیره خانه سینما با برپایی انتخابات معرفی شدند و محمد مهدی عسگرپور، علی لقمانی، محسن امیر یوسفی، علیرضا حسینی، فریبا کوثری، آیدین ظریف و حبیب اله اسماعیلی به هیأت رئیسه جدید راه یافتند. البته مدیرعامل خانه سینما همچنان علی دهکردی است که با حضور آرام او، خانه سینما هم روزهای کم سر و صدا و کم حاشیهای را پشت سر گذاشته است. اما برگزار نشدن جشن خانه سینما، بیش از هر چیزی به چشم میآید و کم نیستند سینماگرانی که معتقدند فارغ از بازتاب عنوان “جشن” در شرایط خاص اجتماعی و اقتصادی مردم، بهتر است بیستودومین دوره این رویداد صنفی پس از پنج سال برگزار شود. در سال ۱۴۰۳ این جشن به یک برنامه گرامیداشت یک هفتهای در مکانهای مختلفی همچون خانه هنرمندان ایران و موزه بتهوون تبدیل شد.
قاچاق فیلم، سالی تلخ برای کیانوش عیاری و امکانی به نام «یوتوب»
اما در کنار تمام نکتههای یاداوری شده که حتما موارد دیگری را هم میتوان به آنها اضافه کرد، یکی از اتفاقهای دردناک سال گذشته قاچاق تعدادی فیلم سینمایی بود که سازندگانشان موفق به گرفتن پروانه نمایش از سازمان سینمایی نشده بودند. یکی از معروفترین آنها، «کاناپه» کیانوش عیاری بود و لو رفتن نسخه با کیفیت این فیلم در اینترنت، سال ۱۴۰۳ را پس از چند دوره بیماری و بستری شدن در بیمارستان و به سرانجام نرسیدن پخش سریال «۸۷ متر» از تلویزیون به سالی تلخ برای عیاری بدل کرد. اگرچه پخش «کاناپه» با واکنش کارگردانش مبنی بر راضی نبودن از تماشای نسخه قاچاق همراه بود، اما بیش از هر زمان دیگری ثابت کرد که ممنوع و سانسور کردن فیلمها دیگر چاره کار نیست کمااینکه برخی فیلمسازانی که در سالهای گذشته نتوانسته بودند برای فیلمهای خود پروانه نمایش بگیرند آنها را در کانالهای یوتوب منتشر کردند تا هم به معرض دید مخاطب بگذارند و هم در گذر زمان درآمدی کسب کنند. برخی دیگر هم از ابتدا عطای گرفتن پروانه نمایش را به لقایش بخشیدند تا لبریز از حس لذت مخاطبان خود از تماشای اثری همچون مستند نصرت کریمی شوند!
انتهای پیام